محمدتقى نورى

186

اشرف التواريخ ( فارسي )

نهاد با تفنگ‌هاى اژدها دم يورش و در سوختن خرمن عمر آن تيره روزگاران نهايت كوشش كرده ، « 1 » معادل يك هزار نفر را عرضهء شمشير آبگون و خاك معركه « 2 » را آغشته به خون ساختند . « 3 » پانصد نفر ديگر اسير و گرفتار « 4 » سرپنجهء « 5 » غازيان شيرگير شده ، چند سنگر ايشان را متصرّف و كفّار غدّار به جانب مسجد و باغى كه در خارج شهر است فرار و در آنجا محصور گشتند . بعد از چند روز ديگر به اميد اينكه « 6 » شايد از شبيخون صبح اميدشان طالع شود « 7 » ، با اين كه از جهانگيرى تيغ خورشيد اشتهار خبردار بودند ، خفاش آثار نيم‌شبى از روى اضطرار به عزم شبيخون از محل اقامت خود بيرون « 8 » و عازم اردوى همايون شدند . از معاونت بخت بيدار دليران لشكر ظفر شعار و شيران « 9 » عرصهء كارزار از عزيمت ايشان اطلاع يافته ، به مجادله شتافتند ، بعد از محاربات عظيمه جمعى نامعدود از آن گروه ( 69 ب ) مردود بر خاك هلاك « 10 » افتاده ، ناچار رايت كفر نگون‌سار و به جانب سنگر خود فرار نمودند ، و به فاصلهء چهار روز سيصد نفر از قوّادان و سواران و از ناوران گرجى را به جهت آوردن آذوقه و استعانت روانهء گرجستان « 11 » و در عرض راه به فوجى از سپاه ظفر همراه كه به انسداد و طرق مأمور بودند برخورده ، يك صد و ده نفر از ايشان مقتول سيف مسلول و يك صد و نود نفر ديگر را مقيّد و مغلول به درگاه جهان‌پناه آوردند و چون پيرقلى خان قاجار ( 108 ) را به انتظام امور گرجستان تعيين و از درگاه سپهرآيين مأمور به آن سرزمين شده بود ، سردار كفّار از عزيمت او استحضار يافته ، مانده زار كه يكى از مشاهير سركردگان ايشان بود با چهارصد نفر سالدات و چهار عرّاده توپ به معاونت اهالى گرجستان تعيين و از تفليس نيز مساوى يك هزار نفر سالدات و ده عرّادهء توپ و يك صد عرّادهء قورخانه و آلات حرب

--> ( 1 ) . مج : و برحسب حكم محكم اجناد ظفر توأم با تفنگهاى اژدهاوش عزم يورش و آهنگ كشش و كوشش نموده . ( 2 ) . مج : « معركه » ندارد . ( 3 ) . مج : آغشتهء خون ساخته . ( 4 ) . ملك : گرفتار . ( 5 ) . مج : « سرپنجه » ندارد . ( 6 ) . مج : به انديشه . ( 7 ) . مج : گردد . ( 8 ) . ملك : « بيرون » ندارد . ( 9 ) . مج : « لشكر ظفر شعار و شيران » ندارد . ( 10 ) . مج : هلاك و بوار . ( 11 ) . مج : استعانت از اهالى گرجستان روانه .